خرید بک لینک
منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » ای باده! فدای تو همه جان و تن من کز بیخ بکندی ز دل من حزن من خوبست مرا کار به هر جا که تو باشی بیداری من با تو خوشست و وسن من با تست همه انس دل و کام حیاتم با تست همه عیش تن و زیستن من هر جایگهی کآنجا آمد شدن تست آنجا همه گه باشد آمد شدن من وانجا که تو بودستی ایام گذشته آنجاست همه ربع و طلول و دمن من ای باده خدایت به من ارزانی دارد کز تست همه راحت روح و بدن من یا در خم من بادی یا در قدح من یا در کف من بادی، یا در دهن من بوی خوش تو باد همه ساله بخورم رنگ رخ تو بادا بر پیرهن من آزاده رفیقان منا من چو بمیرم از سرخترین باده بشویید تن من از دانهٔ انگور بسازید حنوطم وز برگ رز سبز ردا و کفن من در سایهٔ رز اندر، گوری بکنیدم تا نیکترین جایی باشد وطن من گر روز قیامت برد ایزد به بهشتم جوی می پر خواهم از ذوالمنن من منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » ای نهاده بر میان فرق جان خویشتن جسم ما زنده به جان و جان تو زنده به تن هر زمان روح تو لختی از بدن کمتر کند گویی اندر روح تو مضمر همیگردد بدن گر نیی کوکب، چرا پیدا نگردی جز به شب ور نیی عاشق، چرا گریی همی بر خویشتن کوکبی آری ولیکن آسمان تست موم عاشقی آری، ولیکن هست معشوقت لگن پیرهن در زیر تنپوشی و پوشد هر کسی پیرهن بر تن، تو تن پوشی همی بر پیرهن چون بمیری آتش اندر تو رسد زنده شوی چون شوی بیمار، بهتر گردی از گردن زدن تا همیخندی، همیگریی و این بس نادر است هم تو معشوقی و عاشق، هم بتی و هم شمن بشکفی بی نوبهار و پژمری بیمهرگان بگریی بیدیدگان و باز خندی بیدهن تو مرا مانی و من هم مر ترا مانم همی دشمن خویشیم هر دو دوستدار انجمن خویشتن سوزیم هر دو، ب

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 0:19

یکى از عمدهترین مسائل عاطفى، که حوزة گستردهاى از تأملات انسان را در دوران ما به خود مشغول داشته، مسئلة وطن است. دستهاى با شیدایى تمام از مفهوم وطن سخن مىگویند و جمعى نیز بر آنند که وطن حقیقتى ندارد. زمین است و آدمیان، همهجا وطن انسان است و جهان را وطن انسان مىشمارند. آنچه مسلم است این است که مفهوم وطن و وطنپرستى در ادوار مختلف تاریخ بشر و در فرهنگهاى متفاوت انسانى وضع و حالى یکسان ندارد. در بعضى از جوامع شکل و مفهوم خاصى داشته و در جوامع دیگر شکل و مفهوم دیگر. حتى در یک جامعه نیز در ادوار مختلف ممکن است مفهوم وطن، به تناسب هیأت اجتماعى و ساختمان حکومتى و بنیادهاى اقتصادى و سیاسى، تغییر کند؛ چنانکه خواهیم دید. آنچه در این بحث کوتاه مورد نظر است، بررسى برداشتهاى گوناگون و تصورهاى متفاوتى است که وطن در ذهن و اندیشة شاعران اقوام ایرانى داشته و در طول تاریخ بیش و کم تغییراتى در آن راه یافته است. در بعضى ادوار به صورت آشکارترى جلوه کرده و زمانى رنگ و صبغة ضعیفترى به خود گرفته است و گاه از حدّ مفهوم مادى تجاوز کرده و به عالم روح و معنى گرایش یافته است. قبل از آنکه بحث اصلى خویش را که تحول مفهوم وطن در اندیشة شاعران ایرانى است، بررسى کنیم یادآورى این نکته ضرورى است که جستجو در مسئلة وطن و ملیت به شکل جدید و اروپایى آن -که امروز در سراسر جهان مورد توجه ملتهاست- سابقهاى چندان کهنسال ندارد، از غرب به دیگر سرزمینهاى جهان راه یافته و در غرب نیز چندان سابقة دیرینهاى ندارد؛[1] بیش و کم از قرن هجدهم، و با مقدارى گذشت، هفدهم، آغاز مىشود و یکى از نخستین بنیادگذاران اندیشة قومیت، ماکیاولی (1469-1527) سیاستمدار و فیلسوف معروف و نویسندة کتاب شهریار است.[2] ا

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 0:19

یکى از عمدهترین مسائل عاطفى، که حوزة گستردهاى از تأملات انسان را در دوران ما به خود مشغول داشته، مسئلة وطن است. دستهاى با شیدایى تمام از مفهوم وطن سخن مىگویند و جمعى نیز بر آنند که وطن حقیقتى ندارد. زمین است و آدمیان، همهجا وطن انسان است و جهان را وطن انسان مىشمارند. آنچه مسلم است این است که مفهوم وطن و وطنپرستى در ادوار مختلف تاریخ بشر و در فرهنگهاى متفاوت انسانى وضع و حالى یکسان ندارد. در بعضى از جوامع شکل و مفهوم خاصى داشته و در جوامع دیگر شکل و مفهوم دیگر. حتى در یک جامعه نیز در ادوار مختلف ممکن است مفهوم وطن، به تناسب هیأت اجتماعى و ساختمان حکومتى و بنیادهاى اقتصادى و سیاسى، تغییر کند؛ چنانکه خواهیم دید. آنچه در این بحث کوتاه مورد نظر است، بررسى برداشتهاى گوناگون و تصورهاى متفاوتى است که وطن در ذهن و اندیشة شاعران اقوام ایرانى داشته و در طول تاریخ بیش و کم تغییراتى در آن راه یافته است. در بعضى ادوار به صورت آشکارترى جلوه کرده و زمانى رنگ و صبغة ضعیفترى به خود گرفته است و گاه از حدّ مفهوم مادى تجاوز کرده و به عالم روح و معنى گرایش یافته است. قبل از آنکه بحث اصلى خویش را که تحول مفهوم وطن در اندیشة شاعران ایرانى است، بررسى کنیم یادآورى این نکته ضرورى است که جستجو در مسئلة وطن و ملیت به شکل جدید و اروپایى آن -که امروز در سراسر جهان مورد توجه ملتهاست- سابقهاى چندان کهنسال ندارد، از غرب به دیگر سرزمینهاى جهان راه یافته و در غرب نیز چندان سابقة دیرینهاى ندارد؛[1] بیش و کم از قرن هجدهم، و با مقدارى گذشت، هفدهم، آغاز مىشود و یکى از نخستین بنیادگذاران اندیشة قومیت، ماکیاولی (1469-1527) سیاستمدار و فیلسوف معروف و نویسندة کتاب شهریار است.[2] 

برچسب: نویسنده: پویا شریعتی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 0:19

صفحه بندی